خرید بک لینک
دیدار معنوی مثنوی در سوگِ سهراب (۸)(بخش پایانی )الفشورش بر« فرّ» کیانیچو رستم پدر باشد و من پسر نباید به گیتی یکی تاجوربه رستم دهم تخت و گرز و کلاهنشانمش بر گاهِ کاووس شاه ...سهراب را نه رستم؛ بل که قضای آسمان به سزای عملش رساند. درست همان گونه کهفردوسی از قول سهراب در لحظه مرگ به پدر یاد آوری کرد و آسمان را همانند جادوگریسالخورده و گوژپشت به تصویر و تصوّر کشید:تو زاین بیگناهی؛ که این گوژپشتمرا بر کشید و به زودی بکشت ...آن پرسشِ هستی سوز این جاست که چرا آسمانِ هستی ساز و نیک افروز،که اعمالش همواره در پناهِ ایزدی ست، دست به چنین شرّی زد و نقشهٔ شومِ افراسیابِ اهریمنی رابه پیروزی رساند؟ آیا نمی شد در زنجیرهٔ اتفاقاتِ نامیمون، گسستی می افتاد؟ مثلا مادرسهراب طیِّ دوازده سال نامه نگاری ِ پنهانی با رستم، نام فرزند را هم بروز می داد؟ آیامحال بود در نخستین نبرد ــ که پهلوانان رجز خوانده نام و نسب خود را بر زبان می رانندــ رستم و سهراب نیز یکدیگر را می شناختند؟ و یا سهراب آن زمان که از حریفِ ناشناسنامش را پرسید بازوبند خود را هم نمایان می ساخت ؟ یا آن اندیشه را که اندکی پیش ازنبرد دوم، با هومان در میان نهاده و حریفِ خود را پدر فرض کرده بود،هنگام جنگ با رستمنیز می پرسید ؛ آیا فرزندی در سمنگان دارد؟ یا ساده دلانه باید باور کرد؛فردوسیِ حماسهساز ، ضعفی در داستان پردازی داشت؟نه، حکیم طوس می خواهد به خواننده نشان دهدقضای آسمانی می تواند دیدهٔ بصیرت و خرد را نابینا گرداند، که بقول مولانا :چون قضا آید فرو پوشد بصر تا نداند عقل ما پا را ز سر چون قضا بگذشت خود را می خورد پرده بدریده گریبان می درد ...آری؛حکم مرگ سهراب از همان دم که وی را رویای تغییرشاهی کی کاووس و گردنکشیدر برابر نظام آسمانی در

برچسب: نویسنده: مهتاب میرزاده تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 13:33

صفحه بندی